راه حل های تووووووووووپ !!!!!
این جفنگیات مرسوم که توی برگه ی امتحان مینویسن و از بیماری مامانشون تا اینکه اگه این درس رو نمره نیارم مشروط میشم و ... هم خیلی خز شده ... و هم حتی یه بچه ی 5 ساله باور نمیکنه؛ چه برسه به یک دکتر! کمی نوآوری و خلاقیت داشته باشین . جناب استاد به اندازه ی کافی خودش مشکلات و بدبختی داره، دیگه نیاز نیست شما با اون خط زیبای منحصر به فردتون !! یک صفحه ی آچار براش از مشکلاتتون بگید. حالا باز ای کاش فقط یه نفر چنین خزعبلاتی می نوشت. یهو می بینی از 30 نفر دانشجو، بیست و هشت نفر عینا نوشتن که اگه این درس را نمره نگیریم مشروطیم و مادرمون مریضه و پدرمون زندونه و فلان و بهمان. انگار این مشکلات رو هم از روی هم دیگه تقلب کردن ( البته روی صحبت من با اوناییه که این خزعبلاتو مینویسن که "هفت قرآن به میان" حتما از بچه های بسیار بسیار درسخون برق کاملا بعیده )
۱-روشي پليد!!!!
وقتی توی یه درس هیچ کدوم از سوالات براتون آشنا نبود و توی عمرتون حتی یک بار هم چنین جانورانی ندیدید ( همون سوالا رو میگم ) میتونید آخر برگه تون همچین چیزی بنویسید :
«در اعتراض به تقلب گسترده ای که سر جلسه ی امتحان از سوی دیگر دانشجویان شاهد بودم از دادن این امتحان خودداری کرده و نمره ی صفر را به بیستِ با تقلب ترجیح میدهم.» !!!!!!
۲-صم بکم عمى فهم لایعقلون
مثلا اگه امتحانمون اندیشه بود و چیزی بلد نبودید بلاخره از دوره ی ابتدایی و راهنمایی و دبیرستان و اینا یه چیزایی یادتون میاد دیگه .... از مشرق تا مغرب ذهنتونو کاوش کنید و همه رو بنویسید بعدش هم این جمله رو آخر برگتون بنویسید :
«جناب استاد برای من کاری نداشت که عین محتوای کتاب را برایتان کپی کنم اما شما با روش زیبای تدریس خود به ما یاد دادید که چگونه تنها به منابع اکتفا نکنیم. گفتید در دین عقل هم سهیم است و نباید «صم بکم عمى فهم لایعقلون» بود. پس من ترجیح دادم مفهوم را بفهمم ولی کپی نکنم بلکه از دانسته های خود بنویسم.» !!!!!
۳-اگر دین ندارید لااقل دلم شاد کنید
طبق تجربیات دوستان بارها دیده شده که اگه آخر برگه ی امتحان ریاضیتون این شعر رو بنویسید حداقل 4 نمره به نمره ی اصلیتون اضافه میشه :
<من نگویم که مرا از قفس آزاد کنید
قفسم برده به باغی و دلم شاد کنید> !!!
۴- وساطت حافظ !!!
اگه یه وقت سر امتحان ادبیات نتونستید همه ی سوالا رو جواب بدید یه شگرد توپ میتونه کمکتون کنه
از اونجایی که استاد هاشمیان علاقه ی فراوونی به حافظ دارن میتونید این جمله رو در آخر برگه ی امتحان بنویسید :
«جناب استاد من که «حافظ» را نمیشناختم؛ این شما بودید که در این ترم عشق حافظ را در وجود من انداختید! و باعث شدید تا با این شاعر آسمانی آشنا شوم. امروز قبل از امتحان گفتم تفاُلی به حافظ بزنم و ببینم چه میشود، این بیت آمد»:
هر کاو نکند فهمی زین کلک خیال انگیز نقشش به حرام ار خود صورتگر چین باشد !!!!
۵- اگه مردی منو بنداز !!!
اگه سر امتحانه استادی جدی مثل "خلیل زاده" گیر کردین این روش روش بدی نیست : آخر برگتون اینو بنویسید :
«جناب استاد حضور در کلاس شما در این ترم برایم بسیار مغتنم و مفید بود. اگر ترم بعد با ما درس برمیدارید که هیچ، اگرنه بدون تعارف دوست دارم این درس را پاس نکنم تا ترم بعد هم استادم شما باشید.»
**-----------------------**
برق الکترونیک