ارزش.....

یک سخنران مشهور سمینارش را با در دست گرفتن بیست دلار اسکناس شروع کرد.

او پرسید چه کسی این بیست دلار را می خواهد؟

دست ها بالا رفت.

او گفت: من این بیست دلار را به یکی از شما می دهم

اما اول اجازه دهید کاری انجام دهم.

او اسکناسها را مچاله کرد و پرسید چه کسی هنوز این ها را می خواهد؟

باز هم دست ها بالا بودند.او جواب داد خوب. اگر این کار را کنم چه؟

او پول ها را روی زمین انداخت و با کفشهایش آنها را لگد کرد

بعد آنها را برداشت و گفت:

مچاله و کثیف هستند حالا چه کسی آنها را می خواهد؟

بازهم دستها بالا بودند

سپس گفت:

هیچ اهمیتی ندارد که من با پولها چه کردم شما هنوز هم آن ها را می خواستید

چون ارزشش کم نشد و هنوز هم بیست دلار می ارزید.

اوقات زیادی ما در زندگی رها می شویم، مچاله می شویم

و با تصمیم هایی که می گیریم و حوادثی که به سراغ ما می آیند آلوده می شویم .

و ما فکر می کنیم که بی ارزش شده ایم

اما هیچ اهمیتی ندارد که چه چیزی اتفاق افتاده یا چه چیزی اتفاق خواهد افتاد.

شما هرگز ارزش خود را از دست نمی دهید.

کثیف یا تمیز، مچاله یا چین دار ، شما هنوز برای کسانی که شما را دوست دارند بسیار ارزشمند هستید.

ارزش ما در کاری که انجام می دهیم یا کسی که می شناسیم نمی آید

ارزش ما در این جمله است که: ما که هستیم؟

پس

هیچ وقت فراموش نکن که بعد از هر احساس شكستي ؛ براي خود ودوستانت هميشه بهترين خواهي ماند

لبخند بزنید

روزي مرد کوري روي پله‌هاي ساختماني نشسته و کلاه و تابلويي را در کنار پايش قرار داده بود روي تابلو خوانده ميشد: من کور هستم لطفا کمک کنيد . روزنامه نگارخلاقي از کنار او ميگذشت نگاهي به او انداخت فقط چند سکه د ر داخل کلاه بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اينکه از مرد کور اجازه بگيرد تابلوي او را برداشت ان را برگرداند و اعلان ديگري روي ان نوشت و تابلو را کنار پاي او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور از صداي قدمهاي او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسي است که ان تابلو را نوشته بگويد ،که بر روي ان چه نوشته است؟روزنامه نگار جواب داد:چيز خاص و مهمي نبود،من فقط نوشته شما را به شکل ديگري نوشتم و لبخندي زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هيچوقت ندانست که او چه نوشته است ولي روي تابلوي او خوانده ميشد:
 امروز بهار است، ولي من نميتوانم آنرا ببينم  !!!!!
     وقتي کارتان را نميتوانيد پيش ببريد استراتژي خود را تغيير بدهيد خواهيد ديد بهترينها ممکن خواهد شد باور داشته باشيد هر تغيير بهترين چيز براي زندگي است.
حتي براي کوچکترين اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مايه بگذاريد اين رمز موفقيت است .... لبخند بزنيد

 

خوشبختی


لحـ ــــــــظه لحظـ ـــــــــــــه های زندگـ ــــــــــــــــی را

سپـ ـــــــــری می کنیم تا به خوشبختـ ــــــــــــــــی برسیم ،

غافل از اینکه خوشبختـ ـــــــــی در همان لحظاتی بود که سپری

شـ ــــــــــــد !!!!

"دکتر شریعتی "


پ.ن ۱ : این واقعا سخن خود دکتر بوداااا

پ.ن ۲ : ی پیشنهاد اینکه به نظرم بهتره وقتی پستی رو میزارید توی قسمت "برچسب ها" حتما عبارت "الکترونیک ۸۹" رو بنویسید تا به مرور زمان وبلاگمون توی صفحات سرچ گوگل ، اولین وبلاگ باشه

 

در عصر یخبندان چه کنیم؟؟؟

در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند
و بدینترتیب همدیگررا حفظ کنند.ولی خارهایشان یکدیگررادر کنار هم زخمی میکرد. مخصوصا که وقتی نزدیکتر بودند گرمتر میشدند.بخاطر هیمن مطلب تصمیم گرفتند ازکنارهم دور شوند.و بهمین دلیل از سرما یخ زده میمردند
ازاینرو مجبور بودند برگزینند.یاخارهای دوستان را تحمل کنند و یانسلشان از روی زمین  بر کنده شود.
 
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که با زخم های کوچکی که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد زندگی کنند چون گرمای وجود دیگری مهمتراست
و این چنین توانستند زنده بمانند
 
 
 
 
بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران کنارآید و محاسن آنانرا تحسین نماید

جای سبدها را عوض کن

انسان‌ها به شیوه هندیان بر سطح زمین راه مى‌روند. با یک سبد در جلو و یک سبد در پشت. در سبد جلو, صفات نیک خود را مى‌گذاریم. در سبد پشتی, عیب‌هاى خود را نگه مى‌داریم. به همین دلیل در طول زندگى چشمانمان فقط صفات نیک خودمان را مى‌بیند و عیوب همسفرى که جلوى ما حرکت مى‌کند. بدین گونه است که درباره خود بهتر از او داورى مى‌کنیم، غافل از آن که نفر پشت سرى ما هم به همین شیوه درباره ما مى‌اندیشد

دلت را بتکان

غصه هایت که ریخت، تو هم همه را فراموش کن

دلت را بتکان

اشتباهایت وقتی افتاد روی زمین


بگذار همانجا بماند

فقط از لا به لای اشتباه هایت، یک تجربه را بیرون بکش

قاب کن و بزن به دیوار دلت ...



دلت را محکم تر اگر بتکانی

تمام کینه هایت هم می ریزد

و تمام آن غم های بزرگ

و همه حسرت ها و آرزوهایت ...

باز هم محکم تر از قبل بتکان

تا این بار همه آن عشق های بچه گربه ای هم بیفتد!

حالا آرام تر، آرام تر بتکان

تا خاطره هایت نیفتد

تلخ یا شیرین، چه تفاوت می کند؟

خاطره، خاطره است

باید باشد، باید بماند ...

 

کافی ست؟

نه، هنوز دلت خاک دارد

یک تکان دیگر بس است

تکاندی؟

دلت را ببین

چقدر تمیز شد... دلت سبک شد؟

حالا این دل جای "او"ست

دعوتش کن

این دل مال "او"ست...

همه چیز ریخت از دلت، همه چیز افتاد و حالا

و حالا تو ماندی و یک دل

یک دل و یک قاب تجربه

یک قاب تجربه و مشتی خاطره

مشتی خاطره و یک "او"...


زندگی به سبک کامپیوتری و آیین آن!

 

115298 زندگی به سبک کامپیوتری و آیین آن!

۱٫در زندگی و معاشرت با دیگران، نرم‌افزار باشیم، نه سخت‌افزار.

۲٫برای پسوند فایل زندگی اجتماعی و خانوادگی، از سه کاراک‌تر «ع»، «ش» و «ق»، استفاده کنیم نه چیز دیگر.

۳٫هیچ‌گاه قفل سی‌دی قلب مردم را نشکنیم که «تا توانی دلی به دست آور، دل شکستن هنر نمی‌باشد».

بقیش تو ادامه مطلب...
ادامه نوشته

گاهي ليوان را زمين بگذار!

ادامه نوشته

حقیقتی کوچک

حقيقتي کوچک براي آناني که مي خواهند زندگي خود را 100% بسازند!!!

اگر

A B C D E F G H I J K L M N O P Q R S T U V W X Y Z

برابر باشد با

1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 14 15 16 17 18 19 20 21 22 23 24 25 26

 (تلاش سخت) Hard work

 H+A+R+D+W+O+ R+K

8+1+18+4+23+ 15+18+11= 98%

*

ادامه نوشته

سخنان ارزشمند و فوق العاده زیبا از کورش کبیر

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
ادامه نوشته

آدم ها

آدم هاي بزرگ درباره ايده ها سخن مي گويند
آدم هاي متوسط درباره چيزها سخن مي گويند
آدم هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
 
آدم هاي بزرگ درد ديگران را دارند
آدم هاي متوسط درد خودشان را دارند
آدم هاي كوچك بي دردند
 
آدم هاي بزرگ ، عظمت ديگران را مي بينند
آدم هاي متوسط به دنبال عظمت خود هستند
آدم هاي كوچك ، عظمت خود را در تحقير ديگران مي بينند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال كسب حكمت هستند
آدم هاي متوسط به دنبال كسب دانش هستند
آدم هاي كوچك به دنبال كسب سواد هستند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال طرح پرسش هاي بي پاسخ هستند
آدم هاي متوسط پرسش هائي مي پرسند كه پاسخ دارد
آدم هاي كوچك مي پندارند پاسخ همه پرسش ها را مي دانند
 
آدم هاي بزرگ به دنبال خلق مسئله هستند
آدم هاي متوسط به دنبال حل مسئله هستند
آدم هاي كوچك مسئله ندارند
 
آدم هاي بزرگ ، سكوت را براي سخن گفتن برمي گزينند
آدم هاي متوسط ، گاه سكوت را بر سخن گفتن ترجيح مي دهند
آدم هاي كوچك با سخن گفتن بسيار ، فرصت سكوت را از خود مي گيرند

خوشبخت ترین مردم ؟؟!!!...............

همسرم با صدای بلند گفت: تا کی می خوای سرتو توی اون روزنامه فرو کنی؟

می شه بیای و به دختر عزیرت بگی غذاشو بخوره؟

 من روزنامه رو به کناری انداختم و بسوی آنها رفتم.

تنها دخترم آوا، به نظر وحشت زده می آمد. اشک در چشمهایش پر شده ...

بقیشو تو ادامه مطلب بخونید

ادامه نوشته

چگونه تصمیمات مهم را سریع اتخاذ کنیم؟

چگونه تصمیمات مهم را سریع اتخاذ کنیم؟

 

ادامه نوشته

لطف خدا

تنهابازمانده ازکشتی شکسته ای به جزیره ای کوچک وخالی ازسکنه افتاد.اوبادلی لرزان دعاکردکه خدا

نجاتش دهدروزهادرجستجوی یاری رسانی همواره به افق می نگریست اما کسی نمی آمدسرانجام

خسته وازپاافتاده موفق شدازتخته پاره هاکلبه ای بسازدتاخودراازخطرهامحافظت کندودارایی های

اندکش رادرآن نگه داردروزی که برای جستجوی غذابیرون رفته بودبه هنگام برگشتن دیدکه کلبه اش در

حال سوختن است ودوازآن به آسمان می رود...بله بدترین اتفاق ممکن افتاده وهمه چیزازدست رفته

بود.ازشدت خشم واندوه درجاخشکش زد.......

فریادزد:خدایاچطورراضی شدی بامن چنین کاری کنی؟

صبح روزبعدباصدای بوق کشتی ای که به ساحل نزدیک می شدازخواب پرید.کشتیی آمده بودتانجاتش

دهد.مردخسته ازنجات دهندگانش پرسید:شماازکجافهمیدیدکه من اینجاهستم؟

آنهاجواب دادند:مامتوجه علامت هایی شدیم که بادودبه مامی دادی..

وقتی که اوضاع خراب می شودناامیدشدن آسان است ولی مانبایددلمان راببازیم...چون حتی درمیان

درد و رنج نیزدست خدادرکارزندگیمان هست.

پس به یادداشته باش:

درزندگی اگرکلبه ات سوخت وخاکسترشدممکن است دودهای برخاسته ازآن علایمی باشدکه عظمت

وبزرگی خداوندرابه کمک می خواند. 

تقدیر

خداوندآن آرامش رابه من عطافرمایدکه آنچه رانمی توانم تغییردهم  بپذیرم شهامتی رابه من عطافرماید

که آنچه رامی تواتم تغییردهم  وخردی رابه من عطا فرمایدکه فرق بین آنها رابدانم.

درباره مدیریت زمان چه می دانید؟

به وجود آورن اهداف و اولویت ها اولین قدم در مدیریت زمان است همچنین توسعه و بیان صریح اهداف بلند مدت است. این تشریح اهداف به شما کمک خواهد کرد که اهداف کوتاه مدت را ایجاد کرده و در مورد انجام هر یک از فعالیت ها اولویت بندی خاص در اهدافتان در نظر بگیرید. البته ممکن است به وجود آوردن این اهداف بلند مدت سخت تر از آن چیزی باشد که تصور می شود. در زیر مثالهایی از انواع اهداف بلند مدت؛ میان مدت و کوتاه مدت آورده شده است: 1. انتخاب شغل مشاور روانشناسی (۶ تا ۸ ساله) 2. نام نویسی در برنامه های مربوط به مشاوره روانشناسی (۳ تا ۵ ساله) 3. شرکت در دوره های تدریس برای ارتقاء مهارت ها اصلی ترین بخش مدیریت زمان سازماندهی زمان به صورت هفتگی است هر چند که شما برای دستیابی به اهدافتان نیاز به برنامه های نیم ساله جهت انجام کارهایتان دارید. به یاد داشته باشید که اگر شما اهداف مشخصی نداشته باشید انجام برنامه و وظایف برایتان مشکل خواهد شد به دو دلیل: 1. اول اینکه شما هیچ خط راهنمایی برای تعیین اولویت بندی برنامه هایتان ندارید. 2. دوم اینکه شما نیز انگیزه ای برای انجام و تکمیل کارهای برنامه ریزی شده تان ندارید. برای مثال شما وسوسه شده اید به جای خواندن درس به سیمنار بروید که البته در برنامه بلندت شما به ظاهر اشکالی در رسیدن به خواسته تان به وجود نمی آورد در حالیکه این یک متغیر مهم برای اهداف بلند مدت محسوب می شود. دو روش کلی برای برنامه های هفتگی به خوبی جواب می دهد: 1. اول برنامه باید مناسب و ساده باشند. 2. دوم شامل کارهایی باشد که آن هفته قصد دارید انجام دهید. برای این کار نیاز است که شما از کارهایتان برای چند هفته بعد اطلاع داشته باشید. در این روش می توانید اولویت کارها با شماره گذاری یا abc مشخص کنید: کارهای مهم را با a کارهای کمتر مهم را با b و همینطور به ترتیب اولویت بندی شوند. در این روش شما قادر خواهید بود تعدادی از برنامه های بلند مدت تان را هم پی ریزی نمایید. چیزی که اغلب باعث می شود برنامه ریزی ها شکست بخورند این است که آنها واقع گرایانه تنظیم نشده اند و فرد براساس ایده آل خود آن را طرح ریزی نموده است
ادامه نوشته