عجب امتحاتی بود!!

همه رو تحت تاثیر قرار داده بود،هالیدی  همه زندگی بچه هارو تسخیر کرده بود.هالیدی شده بود صبحانه،ناهار،شام!!!!!بعضا عصرانه

امتحانه غذا،خوراک،فک کن تو سلف!!!!دوبه دوface to face.

دکتر مظاهری تشخیص داد بچه های روبوتیکی نابغن!!!!و اهل چیزم نیستن!!!به خاطر همین این گروه رو از بقیه مجزا کرد،بردشون تو 215 تنگ همدیگه.

اوضاع کلاس:

یکی لب پنجره،یکی به در آویزون،به علت کمبود صندلی یارو کتشو پهن کرده بود رو زمین !!!جناب البرت یه شبکه وسیع تر از شبکه جهانی webتشکیل داده بود و امداد های غیبی رو به همه می رسوند.

بعد این همه فعالیت  دکتر داخل شد و گفت :بچه ها تنگ همدیگه نشستن،یه خرده اوضاع خطری شده،کارای غیر اخلاقی نکنید!!ولی  چه کنیم که مسلملنیمو و معتقد که"و امرهم شوری بینهم"!!!!!

وچنین شد که دوباره کانکشن البرت فعال شد اینبار با پهنای باند بزرگتر!!

فوقع ما وقع!!

تو پزشکی ها  اصفهانی ها نمیدونم چرا تو این مورد خسیس نبودن؟!!کیلو کیلو جواب سوالارو تقدیم می کردند.

بعضی از بچه های منصف مواد خیلی ترو تمیز و مرتب و از اونجایی که خیلی به استاد ارادت داشتن برگهاشونو سفید عین ماه تقدیم استاد کردن.

امتحان فیزیک  متاثر از مکانش اینقدر خوشمزه بود که گربه های دانشجو داوطلب شرکت در اون شدن.

شعر   قبل امتحان:

همه چی ارومه               من چقدر خوشحالم

پیشم هستی حالا             جوابارو دارم

شعر وسط امتحان:

من خالی  از هالیدو رابرت

خالی از درسو تفکر

گیج و مبهوت بین صفر بودن و نبودن

Passاخرین  ارزوی من

مثل 20 منو رها کرد

حالا برگه مونده و تنهایی من

بعد امتحان:

همه چی داغونه             من چقدر بدبختم

پیشم بودی اما               جاتو عوض کردن

 

پایان

 

8group=hutgirls